محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

562

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

وجود ندارد . ملت‌ها و دولت‌ها براى حل مشكلات مشترك با يكديگر همكارى كرده و تفاوت‌هايى مانند زبان ، دين و فرهنگ را كنار مىگذارند . بنابراين از افراد يك سرزمين و پيروان يك كيش ، انتظار بيشترى براى برقرارى وحدت مىرود . ( و إنّ اللّه سبحانه لم يعط أحدا بفرقة خيرا ممّن مضى و لا ممّن بقي ) هيچ‌يك از اقوام كهن و جديد بدون اتحاد و همگرايى ، كارى سودمند براى خود نكرده‌اند . ( طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب النّاس ) برترين نيكى آن است كه انسان به خود و طبيعتش مشغول گشته و به انتقاد آن بپردازد و زبان و اعضاى بدن ، خود را از آزاررسانى به مردم دور سازد . پيش از اين نيز در اين‌باره سخن گفته شد . « 1 » ( و طوبى لمن لزم بيته ) هنگامى كه از انجام اصلاح ناتوان هستيم و راهى براى امر به معروف و نهى از منكر نمىيابيم ، بهتر آن است كه در خانه خويش قرار گرفته و خود را درگير نكنيم . ( و أكل قوته ) از دسترنج خود بهره گيرد . ( و اشتغل بطاعة ربّه ) از خداوند فرمان برد و دين‌فروشان را فرمانبر خويش قرار ندهد . ( و بكى على خطيئته ) از اشتباه و كاهلى خود پشيمان باشد . ( فكان من نفسه في شغل ) از كارهاى حرام و قيل و قال دنيا به دور است . ( و النّاس منه في راحة ) بدترين مردم كسى است كه مردم از شر او در هراس باشند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به ابوذر مىفرمايند : « آزار خود را از مردم برگير كه اين خود

--> ( 1 ) . شرح خطبه 139 .